چگونه در مسیر سخت امیدمان را برای رهبری حفظ کنیم

رهبران امیدوار
در این روزها و به واسطه شرایط حاکم بر جهان، تقریباً همه در خطر ابتلا به بیماری‌های سختی چون سرطان قرار داریم. البته میزان در خطر بودن هر فرد، بسته‌ به محل سکونت، عادات غذایی و حتی نحوه نگرش به زندگی متفاوت خواهد بود.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram

مینا شاه‌ویری

سرپرست گروه سرمایه‌گذاری پرسال

در این روزها و به واسطه شرایط حاکم بر جهان، تقریباً همه در خطر ابتلا به بیماری‌های سختی چون سرطان قرار داریم. البته میزان در خطر بودن هر فرد، بسته‌ به محل سکونت، عادات غذایی و حتی نحوه نگرش به زندگی متفاوت خواهد بود. درست است که ساکنین کلان‌شهرها با ترافیک سرسام‌آور و هوایی آلوده، بیشتر از ساکنین روستاهای آرام و با هوای سالم و به دور از استرس، در معرض خطر ابتلا به اینگونه بیماری‌ها قرار دارند، اما از بین ساکنین شهرهای بزرگ نیز، بسیاری هستند که به مراتب کمتر از همشهریانشان با این امراض مواجه می‌شوند، که این نیز تا حد زیادی به سبک نگاه و برخوردشان با شرایط حاکم بر زندگی برمی‌گردد.

خانواده‌هایی را در نظر بگیرید که در شهری چون تهران، با خیابان‌های همواره پرترافیک و در آب و هوایی آلوده زندگی می‌کنند. سرپرست هر یک از این خانواده‌ها قطعاً می‌دانند که در مقایسه با اقوام و دوستان ساکن شهرهای دیگر که نه درکی از ترافیک سنگین دارند و نه هوای کثیف را تجربه کرده‌اند، با احتمال بیشتری برای بیمار شدن مواجه هستند. در این شرایط برخی سرپرستان خانواده‌ها، به دلیل احتمال بالای درگیری با بیماری، ناامیدانه سعی می‌کنند بیش از حد در شعار شرکت پپسی (در لحظه زندگی کن) غرق شوند.

در این شرایط مواجهه با چنین بیماری‌هایی حتمی خواهد بود. چراکه نخست با رفتارهای نادرست همچون مصرف بیش از حد فست‌فود، احتمال پیدایش بیماری را بیشتر می‌کنند و دیگر اینکه نحوه برخورد با این موضوع را به اعضای خانواده نیز منتقل کرده و کل خانواده را در خطر بیشتر قرار می‌دهند. از طرفی برخی نیز، به واسطه حضور در موقعیتی پرخطر، زمینه‌های شکل‌گیری اضطراب را در خود و خانواده خود فراهم می‌‌‌کنند. از آنجاییکه اضطراب از یک سو منجربه X برابر تصور نمودن احتمال وقوع هر اتفاق ناگوار شده و از سویی نیز تأثیر هر خطر را Y برابر در ذهن نمایان می‌کند، بدین ترتیب، هر ریسک XY برابر مخرب‌تر از واقعیت به تصویر کشیده می‌شود. چندین برابر دیدن ریسک‌های پیش‌ روی، می‌تواند فرد را حتی بدون رویارویی با بیماری، از پای درآورد.

این واقعیت قابلیت تعمیم به جامعه نوآوری جهانی را نیز دارد. به عبارتی، هر کسب و کار نوپا، ناگزیر به مواجهه با مخاطرات و ریسک‌هایی است. احتمال رخداد این حوادث ناگوار، بسته به محل شکل‌گیری هر استارت‌آپ، نگرش صاحبان کسب وکار به موانع و مشکلات و… متفاوت خواهد بود. استارت‌آپ‌های ظهور یافته در اکوسیستم نوآوری ایران مشکلاتی را تجربه کرده یا با ریسک‌هایی روبرو هستند که احتمالاً بدشانس‌ترین استارت‌آپ شکل گرفته در آمریکا نیز با آن مواجه نخواهد بود. به عبارت روشنتر، در اکوسیستم نوآوری ایران در مقایسه با اکوسیستم‌‌های نوآوری آمریکا، چین، آلمان و … موانع و ریسک‌‌های سیستماتیک (از جمله ریسک‌های قانونی، سیاسی، نوسان نرخ ارز و تورم) بیشتری مشاهده می‌شود.

در این شرایط، راهبران یک کسب و کار می‌توانند همچون سرپرست خانواری که بدان اشاره شد، چشم بر همه این مشکلات بسته و بی‌برنامه به مسیر خود ادامه دهند، یا اینکه به واسطه ریسک‌هایی که پی‌در‌پی محقق شده و همچون مانعی بر سر راهشان قرار می‌گیرد، ناامید و مضطرب گردیده و این اضطراب و ناامیدی را نیز به تیم خود منتقل نمایند. البته راه سومی نیز وجود دارد که قطعاً اثرات به مراتب بهتری نسبت به راه‌های اشاره شده دارد، اما اجرای آن دشوارتر خواهد بود.

قدم نهادن در راه سوم است که تمایز بین راهبران و رهبران کسب و کار را نمایان می‌سازد. رهبران علی‌رغم اشراف کاملی که به تمام ریسک‌های پیش ‌روی خود دارند، اجازه نمی‌دهند احتمال وقوع و شدت تأثیرگذاری آن ریسک در ذهنشان اغراق‌آمیز شده و ترس وقوع آن خطر، آنها را زمین‌گیر کند. رهبران قبل از روی دادن یک ریسک، تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا کسب و کارشان را از مسیر آن خطر دور کنند. حتی در زمان وقوع یک ریسک نیز، آرامش و وقار خود را حفظ نموده و راهکارهایی را که از قبل برای کاهش تأثیر آن ریسک پیش‌بینی کرده بودند را بکار گرفته و در تمام این مسیر سعی می‌کنند تا آرامش را در تیمشان حاکم سازند.

نکته حیاتی در این مسیر، نیفتادن در دام امید کاذب است. چراکه داشتن امید کاذب، منجربه بی یا کم اثر دیدن ریسک و مخاطرات پیش رو شده و این اطمینان خاطر را می‌دهد که قطعاً در مواجهه با موانع، سربلند خواهیم بود. همچون داروی مسکنی که تنها درد را تسکین می‌دهد، دریغ از آنکه بیماری از درون، در حال از کار انداختن اندام‌های حیاتی است.

در شرایطی که حاکمیت‌ها بجای تسهیل مسیر رشد و رونق اکوسیستم نوآوری، با طراحی و تصویب سازوکارهای نادرست، غیرضروری و با عواقب مخرب، کسب و کارهای نوپا را با خطرات دوچندانی روبرو می‌سازند، نقش رهبران استارت‌آپها بیش از پیش پررنگ خواهد شد. چراکه با تمام توان خود، در صدد کاهش تأثیرات ناشی از وقوع اینگونه خطرات برآمده و در صورت عدم توفیق در پیشگیری از بروز این خطرات، با آمادگی لازم به استقبال دشواری‌ها می‌روند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در خبرنامه گروه سرمایه‌گذاری پرسال عضو شوید

اولین نفر از اخبار جدید استارتاپ‌ها مطلع شوید

آخرین مقالات را بخوانید